X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 09:34 ق.ظ

دوشنبه، 19 بهمن، 1383

تصویر آیینه مثل همیشه نبود ...

و من دختر بچه شیطونی رو دیدم که روی بلند ترین تپه آرزوهاش ایستاده و موهای خرماییش رو به دست باد سپرده

چشمهای درشت قهوه ایش تو نور برق میزد و اون لاک صورتی چقدر به دستهای سفیدش می اومد

تو یه دستش یه نی شکسته  بود و تو دست دیگش یه مدال کهنه زنگ زده ....

و رز سفیدی که لای موهاش بود تمام فضا رو پر کرده بود از عطر تازگی ......

 به خودم اجازه دادم تا تو عمق لبخندش غرق بشم و چه لذتی داشت حس بزرگ شدن تو عمق وجود یه شیطون کوچولو .....

 

*********************************** 

خوشحالم که بالاخره نی رو شکستی و مدال رو پس گرفتی  و راجع به اون گل ...... میدونم از پیش کی میای کوچولو ....

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo