X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 09:36 ق.ظ

پنجشنبه، 29 بهمن، 1383

 

دستم رو دراز کردم تا شکوفه جوان بلند ترین شاخه بادام پیر رو بچینم تازه اونموقع فهمیدم که عمر اون شکوفه تو دستهای من به اندازه عمر برف آخر زمستونه ......

 از امروز سعی میکن هر روزم رو با سلام کردن بهش شروع کنم تا تمام روز گرمی لبخندش صورتم رو گرم کنه ....

با آرومترین حرفها و کلمات ماسه های شرم رو کنار زدم  و نی شکسته رو با تمام خاطراتش به سینه شنها سپردم ...

اینجوری اگه یه روزی خواست میتونه دوباره سبز بشه و این بار به چیزی جز نی شکسته تبدیل بشه ... مثلا یه سرپناه واسه یه دختر بچه شیطون

نه من ترسیدم نه تو ..... 

                                    ****************************** 

اگه دوست داشتن بلد بود الان خوشبخت ترین پسر دنیا شده بود ... توش شک نکن عزیزم

واسه اینکه خودت باشی و خودت و خدات لازم نیست از همه آدمهای دنیا دل بکنی مطمئنم میتونی میون همه کسایی که دوست دارن خلوت خودت و خدات  رو داشته باشی ...

اگه نی رو در بیاری دیگه سبز نمیشه و اگه شاخه بادام رو پیوند بزنی دیگه اصیل نیست ولی مطمئنم از اینکه با بوسه هاش زندگی کنی نمیترسی ...

شاید بهتر باشه بگی از چی میترسی و وقتی گفتی شاید دیگه ترسناک نباشن ....

ترس از نترسیدن ترس نیست بهش میگن احتیاط ...... مطمئنی دلیل اونجا نبودنت فقط ترسه ؟

بالاخره یه روزی جواب این سوال رو بهم میدی حتما هنوز وقتش نرسیده ....... تو سکوتت فریاد بزن و اعتراف کن اگه دلش با دلت یکی  باشه  می شنوه .......

خدا از کسایی که باهاش کل کل میکنن خوشش مییاد چون میبینه هنوز کسانی هستند که باور دارند انسان بر تقدیر مسلطه و نه تقدیر بر انسان ... و هنوز کسانی هستند که بودنشون بهونه ای باشه برای امید به بیداری انسان ....

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo