X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 11:44 ق.ظ

یکشنبه، 16 مرداد، 1384 

 

دلم میخواد گریه کنم .....

اینقدر بلند که صداش به گوش خدا برسه ......

دلم میخواد داد بزنم و بگم ......

اینجا یه قناری هست که برای خوندن احتیاج به ستایش شدن داره .......

و بعد از شرم اعترافم آب بشم و برم تو عمق زمین اینقدر برم پایین که برسم به ابلیس . برم و از آتیش جهنمش یه کرور بردارم و جهنمی بشم .... برم ببوسمش و ابلیس بشم .... بعد بشم بدِ بد .... اونوقت برای ادامه دادن اینقدر نفرت جمع کردم که تا ۱۰۰ سال جلوی نیش و کنایه ها و پوزخندها و نا شکریها خم به ابرو نیارم .... آخه حالا دیگه ابلیسم ... ابلیس که ناراحت نمی شه . ابلیس که دلش تنگ نمی شه .... ابلیس ابلیسه ....

کاش میتونستم داد و بزنم و بعد از شرم اعترافم گونه هام مثل اون روزهای سرد زمستون که با هم زیر بارون قدم میزدیم سرخ بشه . اونوقت تو قشنگ تر از همیشه نگام کنی ..

تویی که دیگه هیچ وقت نیستی ....  چه تمنای محالی دارم .... خنده ام میگیرد ....

از خورشید بدم میاد ... هر روز صبحش یه تلنگور میشه واسه یاد آوری شکست .... و هرشبش یه نیشخند به خاطر از دست دادن فرصت یه روز ....

از تو بدم میاد ... چون قول دادی که باشی ولی نبودی ...

از خودم بدم میاد ... چون قول دادم که نشکنم و دارم میشکنم ....

ازت بدم میاد ... چون دیگه دوستم نداری ... چون یکی دیگه رو دوست داری ... ازت بدم میاد چون دیگه اینجا نمیای ... دیگه اینها رو نمی خونی ... من برای تو مینویسم ... به این امید که بخونی ...

کاش بخار میشدم و میرفتم تو آسمون اونوقت میتونستم هر بار که با اونی رو سرت داد بزنم و گریه کنم ......

ازت بدم میاد چون الان به نوازشت احتیاج دارم .... احتیاج دارم بگی که هنوز خوبم ....

ای کاش ابلیس بودم و پر میشدم از بدی .... اونوقت سر راهت سبز میشدم و باهات بازی " من کیو دوست دارم " رو میکردم ....

کاش بد بودم .... بدِ بد .

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo