X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 19 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 12:53 ب.ظ

شنبه، 29 اردیبهشت، 1386

 

سه شنبه، 22 دى، 1383 

شاید اروئیکا از اینجا بره و فقط فرنوش بمونه . آخه نمیتونه خیلی چیزهارو بگه ... چاره ای نیست . حتی گله ای هم نیست ....

امروز وقتی مچش رو گرفتم که داشت اینو میخوند ... واسه همین میذارمش واسه خداحافظی اروئیکای واقعی ....

داشتم فراموشت میکردم اما باز دوباره دیدمت تو غمها غوطه ور شدم چرا

داشتم فراموشت میکردم اما تا صدات رسید به گوش من شکستم بی صدا چرا؟

داشتی میرفتی از خیال من خزونی بود بهار من ... دیدم تو رو خزونم جون گرفت

شاید یه روزی دوباره ببینم اینجا اروئیکا مینویسه .. اما تا اون موقع باید اون کوله بار کوچیک اما سنگینش رو بندازه رو دوشش و تا جایی که میتونه از اینجا دور بشه ...

فرنوش میتونه بدون هم نفس زندگی کنه اما اروئیکا نه .....

واسه همین رفت تا شاید یکی پیدا بشه و بهش بگه ،

خانه دوست کجاست ... 

 

****************************************************************************

 

امروز:

نمیدونم چرا فکر میکردم فرنوش قویتر از اون شیطون کوچولو شده ... محبت کن و اگه یه جایی زیر یه درخت پر از شکوفه ، کنار نهر پر از ماهی، آخر رنگین کمون ، یا شاید پشت همون شب بوهای همیشه عاشق دیدیش، از قول من ببوسش و بهش بگو که جاش تو شبهام خالیه . بهش بگو دیگه ستاره ها برام نمیخندن . بهش بگو از وقتی رفته گنجشکها باهام حرف نمیزنن. بگو چقدر دوریش برام سخته و بگو تو نبودش دیگه فرنوش نیستم .

اگه یه روزی یهو یه دختر کوچولو با موهای بلوطی بلند که یه گل سرخ میونشون بود دیدی، اگه چشماش برق میزد و جای بوسه ستاره ها هنوز روی چشمهاش بود، بهش بگو که فرنوش بدون تو دیگه فرنوش نیست . بگو مهربونیش رو گم کرده . بگو بد شده . بد بد . شده ابلیس . ازش بخواه برگرده . بگو صفحه دلم داره سیاه میشه . بگو پرشدم از نفرت . شاید به حرفهات گوش کنه و منو ببخشه . آخه میدونی ..... اون تورو خیلی دوست داره . تو ازش بخواه

موقع فوت کردن شمعهای تولدم منتظرتم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo