X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 19 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 12:57 ب.ظ

پنجشنبه، 3 خرداد، 1386

 

سعی میکنه لبخندش رو پنهون کنه . چشمهاش برق میزنه .

پریدم و بغلش کردم . بوسیدمش .

آروم گفت، بزرگ شدی . خندیدم و گفتم : نه پیش تو ،

پرسید : عاشق شدی؟ . سرم انداختم پایین و گفتم : گمونم آره

ابروش رو بالا انداخت و گفت: پس عشقت کو؟ . خندیدم و گفتم: مال من نبود، رفت دنبال جفت خودش

لبخند زد و گفت: دلتنگی؟ . گفتم: واسه اونی که دوستم داره ، آره

گفت : میاد؟ . گفتم : میاد

پرسید : کی؟ گفتم : قبل از اینکه دیر بشه

گفتم : کسی پیدا شد که بهت بگه ، خانه دوست کجاست؟

دستش رو گذاشت رو قلب من و گفت : همیشه سر جاش بوده

پرسیدم کجا بودی؟ آروم در گوشم گفت: ( تو شبهای اون میدرخشیدم تا جسارتش بارور بشه

 

 ****************************************************

 

دلم براش تنگ شده بود، نمی دونم چرا فکر کردم بدون اون میتونم ، دیدی ازم چی مونده بود؟ وقتی که رفت گرم بودم، تا اینکه اون بارون سرد اومد و ذره ذره یادگاریهای اروئیکا رو شست و با خودش برد .

راستی ، الان که اروئیکای من از شبهای تو رفته، دلت رو به کدوم نور خوش میکنی؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo