X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 19 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 07:59 ق.ظ

جمعه، 6 آبان، 1384 

 

توی سکوت دارم غرق میشم ...

نگاه های بی هدف را دنبال کردن تفریح هر روزم شده کسی چه میدونه شاید بین اون همه نگاه های سرد و خشک بین اون همه قلب های سرد و سنگی بین اون همه لبخندهای شیطانی و محبتهای کنسرو شده بین اون همه ذهن های خود فریب ....

کسی چه میدونه شاید یه روزی  یه جایی  یه جوری  نگاهم به لکه روشن پیشونی شازده کوچولو گره خورد

یه وقتایی با خودم فکر میکنم چقدر پر کردن بزرگترین چاله یه دختر کوچولوی شیطون میتونه راحت باشه در عین سخت بودن ...

نه !!! اینجا دیگه جای خوبی برای موندن نیست بوی ریا گرفته نمی دونم از کی و از کجا فقط میدونم دیگه اون خونه آروم و صمیمی و گرم همیشه نیست 

یه روزی فکر میکردم آرامش دریا رو مرداب میکنه اما الان بزرگترین آرزوم همون صندلی چوبیه  

************************* 

اینجا آشنا ها هم با هم غریبه هستن . نه !  دلم یه ناشناس دیگه نمی خواد حتی اگه همراه قدیمی باشه

قاصدک در دل من همه کورند و کرند

                دست بردار از این در وطن خویش غریب  

************************* 

باغبون کجایی تو ؟ باد تند پاییزی داره آخرین ریشه های زخم خورده گلت روهم نابود میکنه . یه آب پاش آب سرد به پاکی نماز صبح می خواد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo